Sunday, June 28, 2009


من سال‌هاست که مرده‌ام... بود...یادم هست...روز بود...من بودم ...تو اما...
دلم می‌گیرد از امروزم


Tuesday, June 23, 2009


دائم سعي مي‌كنم و مثل هميشه همه‌‌اش باد هوا مي‌شود و پر.... نمي‌دانم تا كي‌ دوام مي‌آورم اين روزها را... روزهايي پر از همه چيز كه نهايتش هيچ چيز ندارد.... و پيش بيني هايي كه نمي‌دانم از كدام بختم است كه درست از آب در مي‌آيد... خسته‌تر از همه عمرم زندگي مي كنم شايد هم همان مردگي معروف را... كاش آرزويي در كار بود و من..... من نبودم

[] شعار هفته مرگ بر ضد ولايت فقيه

Friday, June 12, 2009

شوق


من و تو هر کداممان گوشه‌ای از این

دنیای خراب شده

گمانم هم نمی‌برد

حتی برای لحظه‌ای

دلتنگ هم شویم

آخ از این همه دوری

آه

از دردی که هر شب

بر روح تکه‌ تکه‌ام چنگ می‌زند

[] کاش بدانی زندگی ینی خود خود خودت

Monday, June 8, 2009

آرامش قشنگ


وقتي نيستي آدم دلش مي‌گيرد، از همه چيز خسته مي‌شود و همه‌اش فكر مي‌كند كه يك چيز كم دارد.


(درياروندگان جزيره آبي‌تر- عباس معروفي)


[] خواستم بگويم اين ‌روزها روحم آرام نيست

دنبال تكه‌اي مي‌گردد

شايد

دست تو

پشيمان شدم!

Wednesday, June 3, 2009

تشویش

خسته می‌شوم
دلم را خوش کرده بودم به سایه‌ تنت
تکیه‌گاه شانه‌ات
هذیون بودی
یا کابوس؟
شایدهم
مثل همه خواب‌های پریشان
من خنده‌ را روی لبانت خواب می‌دیدم
نداشت، چون خواب بود []